1
00:00:08,360 --> 00:00:14,990
‫-چشم‌های سوگوار-

2
00:01:32,400 --> 00:01:36,780
‫قسمت ۱۲

3
00:01:38,850 --> 00:01:39,680
‫وای، نه!

4
00:01:40,300 --> 00:01:42,870
‫پای داداش روی دو تا ریل گیر کرده.

5
00:01:42,870 --> 00:01:46,410
‫اگه ترمزهای باله‌ای رو فعال کنم،
‫یه ولتاژ خیلی بالا

6
00:01:46,410 --> 00:01:48,510
‫مستقیم از توی ریل‌ها رد میشه!

7
00:01:48,510 --> 00:01:52,320
‫اگه الان فعالش کنم، جریان برق قلبش رو جزغاله می‌کنه!

8
00:01:52,320 --> 00:01:54,710
‫من می‌تونم پاهام رو تکون بدم، ولی اون نمی‌تونه.

9
00:01:54,710 --> 00:01:55,920
‫فعالشون کن!

10
00:01:55,920 --> 00:01:57,590
‫لو مینگ‌فی، عجله کن!

11
00:01:57,590 --> 00:02:00,430
‫دیگه بهش فکر نکن. چه فعالش کنی چه نکنی،

12
00:02:00,430 --> 00:02:02,140
‫من دیگه راه برگشتی ندارم!

13
00:02:02,140 --> 00:02:05,320
‫کاری که لازمه رو انجام بده، و بقیه‌ش رو بسپار به من.

14
00:02:06,540 --> 00:02:07,520
‫زود باش!

15
00:02:13,480 --> 00:02:14,450
‫داداش!

16
00:02:14,630 --> 00:02:15,530
‫داداش!

17
00:02:28,960 --> 00:02:30,250
‫شعله‌های فرمانروا!

18
00:02:46,820 --> 00:02:48,160
‫نذار این‌جوری تموم بشه.

19
00:02:48,930 --> 00:02:51,000
‫باید زودتر با «لو مینگ‌زه» معامله می‌کردم.

20
00:02:51,000 --> 00:02:53,000
‫تهش این بود که یک‌چهارم از عمرم رو از دست می‌دادم.

21
00:02:53,930 --> 00:02:55,020
‫برادر...

22
00:02:55,810 --> 00:02:57,220
‫این‌جوری نمیر.

23
00:02:58,470 --> 00:03:00,860
‫خیلی قهرمانانه، ولی خیلی احمقانه.

24
00:03:01,420 --> 00:03:02,580
‫دارم می‌میرم.

25
00:03:05,450 --> 00:03:06,430
‫بابا...

26
00:03:07,280 --> 00:03:08,460
‫این‌طوری...

27
00:03:10,480 --> 00:03:12,650
‫شاید بتونم دوباره ببینمت.

28
00:03:13,630 --> 00:03:14,630
‫یانلینگ:

29
00:03:14,630 --> 00:03:15,800
‫چشم‌های شاه باد!

30
00:03:28,130 --> 00:03:29,290
‫اون...

31
00:03:30,640 --> 00:03:32,010
‫یه فرشته‌ست.

32
00:03:33,750 --> 00:03:35,740
‫اومده نجاتم بده.

33
00:03:40,000 --> 00:03:43,350
‫از تمام رؤسای دپارتمان‌ها بابت حضور در این جلسه ممنونم.

34
00:03:43,350 --> 00:03:44,700
‫بیایید شروع کنیم.

35
00:03:45,060 --> 00:03:46,660
‫همگی گزارش رو دریافت کردید.

36
00:03:46,660 --> 00:03:50,000
‫به نظرتون چه چیزی باعث تخریب این دو سازه شده؟

37
00:03:51,250 --> 00:03:53,330
‫از دیدگاه فیزیکی،

38
00:03:53,330 --> 00:03:55,670
‫انسان‌ها هنوز توانایی انجام چنین کاری رو ندارند.

39
00:03:55,670 --> 00:03:59,030
‫هر دو سازه به دلیل «تنش داخلی» فروریختند.

40
00:03:59,030 --> 00:04:01,920
‫تنش، بدترین دشمن معمارانه.

41
00:04:01,920 --> 00:04:03,630
‫اگه تنش متمرکز بشه،

42
00:04:03,630 --> 00:04:06,080
‫حتی سازه‌ای که با محکم‌ترین مواد ساخته شده باشه،

43
00:04:06,080 --> 00:04:08,600
‫با لمس یک کودک هم فرومی‌ریزه.

44
00:04:09,220 --> 00:04:11,750
‫هم «مارِ آتریوم» و هم ایستگاه قطار جنوبی،

45
00:04:11,750 --> 00:04:13,870
‫توسط باتجربه‌ترین معماران طراحی شده بودند،

46
00:04:13,870 --> 00:04:16,010
‫و با مصالح بی‌نقص ساخته شده بودند،

47
00:04:16,010 --> 00:04:17,840
‫مخصوصاً مارِ آتریوم.

48
00:04:17,840 --> 00:04:19,910
‫آیا واقعاً چنین سازه‌هایی ممکنه تسلیم تنش بشن؟

49
00:04:19,910 --> 00:04:22,980
‫بله. تنش یک نیروی درونیه.

50
00:04:22,980 --> 00:04:26,690
‫مهاجم، کنترل دقیقی روی نیرو از خودش نشون داده.

51
00:04:26,690 --> 00:04:30,410
‫اون به‌دقت «چشم‌ها» (نقاط حساس) رو درون سازه فولادی پیدا کرده و بهشون نیرو وارد کرده.

52
00:04:30,410 --> 00:04:32,960
‫تحریک کردن اون نقاطی که تحت فشار شدید بودن،

53
00:04:32,960 --> 00:04:35,670
‫منجر به یک واکنش زنجیره‌ای از شکست ساختاری شده،

54
00:04:35,670 --> 00:04:39,050
‫که فوراً اون سازه‌های عظیم رو نابود کرده.

55
00:04:39,050 --> 00:04:41,420
‫پس... کی توانایی انجام این کار رو داره؟

56
00:04:41,420 --> 00:04:43,050
‫یکی از چهار امپراتور اژدها:

57
00:04:43,050 --> 00:04:45,260
‫امپراتور اژدهای خاک و کوه،

58
00:04:45,260 --> 00:04:47,640
‫استادِ نهاییِ نیرو.

59
00:04:51,490 --> 00:04:55,640
‫امواج درون سنگ‌ها نشون میده که اون قبل از بیداری داره بدنش رو کش‌وقوس میده.

60
00:04:55,640 --> 00:04:57,560
‫روزی که اون کاملاً بدنش رو باز کنه،

61
00:04:57,560 --> 00:05:00,300
‫کوه‌ها و جنگل‌ها تبدیل به پرتگاه میشن.

62
00:05:00,800 --> 00:05:04,000
‫افسانه‌ها میگن که اون حتی می‌تونه به پوسته زمین نفوذ کنه،

63
00:05:04,000 --> 00:05:05,600
‫و زمین‌لرزه‌های فاجعه‌باری به پا کنه.

64
00:05:06,110 --> 00:05:07,640
‫اما سوال اینجاست،

65
00:05:07,640 --> 00:05:10,140
‫اگه امپراتور اژدها بیدار شده،

66
00:05:10,140 --> 00:05:12,530
‫چرا خودش رو علنی نشون نداده؟

67
00:05:12,530 --> 00:05:15,650
‫نمی‌دونم. شاید چیزی هست که مانعش میشه،

68
00:05:15,650 --> 00:05:18,820
‫یا فکر می‌کنه یه نمایش قدرت علیه ما استراتژی بهتریه.

69
00:05:18,820 --> 00:05:20,090
‫ولی یک چیز قطعیه:

70
00:05:20,500 --> 00:05:23,120
‫جنگ قراره دوباره شروع بشه.

71
00:05:23,630 --> 00:05:26,300
‫از کمک شما رؤسای دپارتمان صمیمانه سپاسگزارم.

72
00:05:26,300 --> 00:05:29,010
‫خیر بر شر پیروز خواهد شد. هر جا نور بتابد،

73
00:05:29,010 --> 00:05:30,680
‫تاریکی نمی‌تواند پنهان شود.

74
00:05:30,680 --> 00:05:32,240
‫خیر بر شر پیروز خواهد شد.

75
00:05:32,240 --> 00:05:34,180
‫هر جا نور بتابد،

76
00:05:34,180 --> 00:05:35,940
‫تاریکی نمی‌تواند پنهان شود.

77
00:05:36,240 --> 00:05:38,780
‫تاریکی نمی‌تواند پنهان شود.

78
00:05:41,650 --> 00:05:43,120
‫شنیدیش؟

79
00:05:43,120 --> 00:05:43,990
‫آره.

80
00:05:44,340 --> 00:05:48,320
‫مدیر، اشکالی نداره که من فالگوش وایسادم و به این جلسه محرمانه گوش دادم؟

81
00:05:48,320 --> 00:05:51,910
‫اشکالی نداره. وقتش رسیده بعضی از رازها رو برات فاش کنم.

82
00:05:51,910 --> 00:05:54,740
‫چیزهایی هست که دیر یا زود باید بدونی.

83
00:05:54,740 --> 00:05:55,910
‫رازها؟

84
00:06:01,010 --> 00:06:02,540
‫مدیر، دارید چیکار...

85
00:06:04,100 --> 00:06:05,340
‫چه خبره؟

86
00:06:06,550 --> 00:06:08,840
‫چیزی نیست. فقط داریم میریم پایین...

87
00:06:08,840 --> 00:06:11,890
‫به اون‌یکی نیمه‌ی کالج کاسل.

88
00:06:15,470 --> 00:06:17,600
‫ما به این سیستم میگیم «تُنگِ ماهی».

89
00:06:17,960 --> 00:06:20,880
‫ما الان توی یک تونل زیر آبی در زیرِ «تنگ ماهی» هستیم.

90
00:06:30,170 --> 00:06:32,620
‫یعنی الان داخل تنگ ماهی هستیم؟

91
00:06:32,620 --> 00:06:35,170
‫نه، توی آسانسوریم.

92
00:06:35,170 --> 00:06:37,380
‫آسانسورِ دیدبانیِ شخصیِ مدیر مدرسه.

93
00:06:40,160 --> 00:06:41,460
‫و اونجا یه جنگله؟

94
00:06:41,460 --> 00:06:46,380
‫بله، چون نور مصنوعی خورشید انرژی لازم برای فتوسنتز گیاهان اینجا رو تأمین می‌کنه.

95
00:06:46,670 --> 00:06:48,220
‫اونجا یه باغ‌وحش هم هست،

96
00:06:48,220 --> 00:06:50,220
‫که بیش از ۸۰۰۰ گونه جانوری رو نگهداری می‌کنه.

97
00:06:50,220 --> 00:06:52,830
‫پنج تا فضای زیرزمینی مثل این در سراسر دنیا وجود داره.

98
00:06:52,830 --> 00:06:56,560
‫بعد از حفاری، هر کدوم حجم عظیمی از گیاهان و حیوانات رو حفظ می‌کنن.

99
00:06:56,560 --> 00:07:00,240
‫کل تمدن بشری، به همراه دانش کیمیاگری و یانلینگ،

100
00:07:00,240 --> 00:07:02,080
‫اینجا مهر و موم شده.

101
00:07:02,080 --> 00:07:04,890
‫به نظر میاد یه جور پناهگاه باشه.

102
00:07:06,620 --> 00:07:09,870
‫وای! اون یه هرمه؟

103
00:07:09,870 --> 00:07:11,280
‫بریم پایین و بررسیش کنیم.

104
00:07:15,760 --> 00:07:17,660
‫این هرم رو مایاها ساختن.

105
00:07:18,020 --> 00:07:20,040
‫ما توی جنگل‌های آمریکای جنوبی پیداش کردیم،

106
00:07:20,040 --> 00:07:22,420
‫قطعاتش رو جدا کردیم، آوردیمش اینجا و دوباره سرهمش کردیم.

107
00:07:27,890 --> 00:07:30,800
‫متوجه تفاوتی با اهرام معمولی شدی؟

108
00:07:31,960 --> 00:07:33,130
‫یه وجه اضافه داره؟

109
00:07:33,130 --> 00:07:35,570
‫بله، خوب دقت کردی.

110
00:07:36,070 --> 00:07:39,230
‫برخلاف بقیه اهرام، این یکی پنج وجه داره،

111
00:07:39,660 --> 00:07:42,520
‫و هر کدوم ۱۳۳ پله دارن.

112
00:07:42,520 --> 00:07:44,690
‫پنج وجه، نماد پنج عصر خورشیدی هستن،

113
00:07:44,690 --> 00:07:47,310
‫و هر کتیبه نشان‌دهنده‌ی یک رویداد مهم از اون عصره.

114
00:07:48,140 --> 00:07:51,650
‫امم... خیلی متوجه نمی‌شم.

115
00:07:51,650 --> 00:07:54,010
‫مایاها پیشگویی‌ای درباره پایان جهان داشتن.

116
00:07:54,010 --> 00:07:57,840
‫آخرین صفحه پیشگویی میگه که در روز پایان،

117
00:07:57,840 --> 00:08:00,820
‫میلیون‌ها تمساح، آب رو از آسمان به روی زمین می‌پاشن.

118
00:08:00,820 --> 00:08:04,730
‫جهان توسط سیل‌ها، مارهای باد، باران آتش و زمین‌لرزه‌ها نابود خواهد شد.

119
00:08:05,580 --> 00:08:08,000
‫خاک، آتش، باد، آب...

120
00:08:09,870 --> 00:08:10,460
‫نکنه...

121
00:08:10,460 --> 00:08:15,550
‫درسته. چهار فرمانروای «شاه اژدها» (دراگون راجا) بر این عناصر مسلط هستن.

122
00:08:16,280 --> 00:08:19,120
‫هی، همه‌ی اینا خرافات مذهبیه، مگه نه؟

123
00:08:19,120 --> 00:08:20,860
‫چرا باید باورشون کنیم؟

124
00:08:20,860 --> 00:08:23,510
‫مایاها واقعاً دانش باورنکردنی‌ای داشتن،

125
00:08:23,510 --> 00:08:26,560
‫مثلاً پیشرفته‌ترین ستاره‌شناسان دوران باستان رو داشتن.

126
00:08:26,560 --> 00:08:29,230
‫اون موقع چنین تکنولوژی پیشرفته‌ای داشتن؟

127
00:08:29,230 --> 00:08:33,090
‫اگه تمدنی صاحب تکنولوژی‌ای باشه که فراتر از زمان خودشه،

128
00:08:33,090 --> 00:08:37,070
‫فقط می‌تونیم فرض کنیم که اون رو از یک تمدن دیگه به دست آورده.

129
00:08:38,310 --> 00:08:41,250
‫ها؟ از تمدن شاه اژدها؟

130
00:08:41,250 --> 00:08:44,710
‫درسته. این‌ها آثاری هستن که توسط شاه اژدها به جا مونده.

131
00:08:44,710 --> 00:08:49,120
‫ما فکر می‌کنیم شاه اژدها نابودی جهان رو خیلی وقت پیش پیشگویی و ثبت کرده.

132
00:08:49,120 --> 00:08:51,960
‫می‌تونیم بهش بگیم «تاریخِ آینده»،

133
00:08:51,960 --> 00:08:54,310
‫یا بگیم «سرنوشت».

134
00:08:54,760 --> 00:08:57,570
‫مثل راگناروک؟

135
00:08:58,260 --> 00:09:02,590
‫ولی مدیر، شما واقعاً این افسانه‌ها رو باور دارید؟

136
00:09:02,590 --> 00:09:05,190
‫ما همیشه امیدوار بودیم که این پیشگویی اشتباه باشه.

137
00:09:05,190 --> 00:09:07,680
‫ولی با بیدار شدن امپراتور اژدهای برنز و آتش،

138
00:09:07,680 --> 00:09:10,340
‫و امپراتور اژدهای خاک و کوه که تو راهه،

139
00:09:10,340 --> 00:09:12,780
‫ما باید این احتمال رو جدی بگیریم

140
00:09:13,520 --> 00:09:17,820
‫که داریم به روزی نزدیک میشیم که از خیلی وقت پیش وعده داده شده.

141
00:09:18,420 --> 00:09:22,680
‫پس، طبق پیشگویی، کی برنده میشه؟

142
00:09:22,680 --> 00:09:26,140
‫تمدن هر دو گروه، هم اژدهایان و هم انسان‌ها نابود خواهد شد.

143
00:09:26,730 --> 00:09:30,460
‫پس اگه تقویم مایاها در واقع کپی تقویم اژدهایانه،

144
00:09:30,460 --> 00:09:32,740
‫یعنی اژدهایان دارن انقراض خودشون رو پیش‌بینی می‌کنن؟

145
00:09:33,470 --> 00:09:35,080
‫به نظر میاد که همین‌طوره.

146
00:09:35,650 --> 00:09:39,210
‫امپراتوران اژدها، مثل انسان‌ها، از اون روز موعودِ نابودی می‌ترسن.

147
00:09:40,300 --> 00:09:41,600
‫به نوک هرم نگاه کن.

148
00:09:41,600 --> 00:09:42,220
‫باشه.

149
00:09:48,100 --> 00:09:51,360
‫استخوان‌های امپراتور اژدها، کنستانتین، اون تو قرار داره.

150
00:09:51,360 --> 00:09:54,330
‫هیئت مدیره مدرسه همیشه می‌خواست بدونه من اونا رو کجا قایم کردم.

151
00:09:54,330 --> 00:09:56,740
‫در واقع همین‌جا توی این باغ گیاه‌شناسی هستن.

152
00:09:56,740 --> 00:10:00,070
‫ولی تا چند روز دیگه، به عمیق‌ترین بخشِ دخمه‌ی یخی منتقل میشن.

153
00:10:00,070 --> 00:10:02,080
‫خیلی‌ها دنبال دزدیدنشون هستن.

154
00:10:02,540 --> 00:10:06,580
‫بسیار خب، بعد از گفتن همه اینا، متوجه حرفم شدی؟

155
00:10:06,580 --> 00:10:07,930
‫بله، فهمیدم.

156
00:10:07,930 --> 00:10:10,080
‫سریع گرفتم چی شد. مدیر، منظورتون اینه که

157
00:10:10,080 --> 00:10:12,770
‫فاجعه‌ای که حتی امپراتوران اژدها هم نمی‌تونن ازش جون سالم به در ببرن داره میاد،

158
00:10:12,770 --> 00:10:14,980
‫و بشریت با پایان جهان روبه‌روئه؟

159
00:10:14,980 --> 00:10:17,520
‫پس من به عنوان یه رتبه S، باید سخت تلاش کنم،

160
00:10:17,520 --> 00:10:20,110
‫چون مسئولیت نجات دنیا روی دوش ماست.

161
00:10:20,110 --> 00:10:21,180
‫منظورتون همینه؟

162
00:10:24,580 --> 00:10:27,640
‫خیلی بعیده ازت که همچین حرفای گنده‌ای بزنی.

163
00:10:27,950 --> 00:10:32,380
‫ولی مدیر، این رتبه S که تحسینش می‌کنید، اونی نیست که فکر می‌کنید.

164
00:10:32,380 --> 00:10:35,920
‫درسته، من یه گذشته‌ی تأثیرگذار دارم، ولی واقعاً ساخته نشدم واسه این کارا.

165
00:10:35,920 --> 00:10:40,360
‫تازه، مگه هنوز آدمای قدرتمندی مثل شما توی دنیا نیستن، مدیر؟

166
00:10:43,320 --> 00:10:45,110
‫حتی آدمای قدرتمند هم می‌میرن.

167
00:10:45,680 --> 00:10:48,500
‫امید همیشه به جوانانه.

168
00:10:49,560 --> 00:10:52,560
‫امیدوارم که شعله‌ی کالج کاسل هرگز خاموش نشه.

169
00:10:53,360 --> 00:10:57,330
‫این یکی از معدود گنجینه‌هاییه که تو این دنیا برام باقی مونده.

170
00:11:02,490 --> 00:11:04,330
‫چه عطر گرمی،

171
00:11:05,480 --> 00:11:07,720
‫مثل گل‌های بارون‌خورده.

172
00:11:08,240 --> 00:11:11,610
‫نکنه... واقعاً فرشته‌ها وجود دارن؟

173
00:11:12,440 --> 00:11:14,710
‫داداش، هنوز بیدار نشده شروع کردی به زبون ریختن؟

174
00:11:15,860 --> 00:11:16,970
‫شیا می؟

175
00:11:16,970 --> 00:11:20,120
‫بله خودمم! نه فرشته، بلکه من،

176
00:11:20,120 --> 00:11:21,740
‫چون تو نمرده‌ای!

177
00:11:24,490 --> 00:11:25,900
‫اتاق بیمارستان؟

178
00:11:27,510 --> 00:11:29,210
‫باورکردنی نیست.

179
00:11:29,750 --> 00:11:31,640
‫اینجا بخش مراقبت‌های ویژه کالجه.

180
00:11:31,640 --> 00:11:34,880
‫ده روز تو کما بودی. با سرم زنده نگهت داشتن.

181
00:11:38,060 --> 00:11:41,000
‫یه جوری شد که... نمردم.

182
00:11:41,000 --> 00:11:43,460
‫هی، چرا این‌قدر غمگین حرف می‌زنی.

183
00:11:43,460 --> 00:11:46,450
‫بی‌خیال داداش، از مرگ قسر در رفتی.

184
00:11:46,450 --> 00:11:49,810
‫میشه اون قیافه یخی رو بذاری کنار و خوشحال باشی؟

185
00:11:52,480 --> 00:11:53,900
‫چقدر بی‌احساس!

186
00:11:53,900 --> 00:11:55,340
‫حداقل یه تشکر بکن!

187
00:11:55,340 --> 00:11:59,530
‫زنده بودنت به خاطر اینه که من خیلی شجاع بودم و پریدم تا بگیرمت!

188
00:12:05,010 --> 00:12:07,000
‫حافظه‌م یکم قاطی پاتیه،

189
00:12:07,910 --> 00:12:10,200
‫ولی یادمه حس کردم یکی گرفتم.

190
00:12:10,580 --> 00:12:13,490
‫یه بوی ملایم گیاهی هم به مشامم خورد.

191
00:12:14,680 --> 00:12:18,710
‫یه جورایی شبیه هوای همین اتاق بیمارستانه.

192
00:12:19,550 --> 00:12:21,120
‫یانلینگ من محشره!

193
00:12:21,120 --> 00:12:23,200
‫اسم «چشم‌های شاه باد» به گوشت خورده؟

194
00:12:23,200 --> 00:12:25,500
‫این اسم یانلینگ توئه؟

195
00:12:25,500 --> 00:12:27,860
‫پس بگو چرا روی ترن هوایی اصلا نترسیدی.

196
00:12:27,860 --> 00:12:30,380
‫چشم شاه باد، شماره ۷۴.

197
00:12:30,380 --> 00:12:33,440
‫جریان هوا رو توی قلمروی خودش دستکاری می‌کنه تا گردباد بسازه.

198
00:12:33,440 --> 00:12:35,110
‫اگه توش استاد بشی،

199
00:12:35,110 --> 00:12:37,260
‫به عنوان اجراکننده، می‌تونی معلق بشی،

200
00:12:37,260 --> 00:12:39,490
‫یا حتی برای مدت کوتاهی تو هوا شناور بمونی.

201
00:12:39,490 --> 00:12:41,140
‫اون لحظه وحشت‌زده بودم.

202
00:12:41,140 --> 00:12:43,400
‫واقعاً فکر می‌کنی «چشم شاه باد» می‌تونه مثل بال عمل کنه؟

203
00:12:43,400 --> 00:12:45,350
‫بالا رفتن مشکلی نبود،

204
00:12:45,350 --> 00:12:47,860
‫ولی اینکه بتونیم سالم فرود بیایم، همش شانس بود.

205
00:12:47,860 --> 00:12:52,190
‫آخرش افتادیم توی قسمت عمیق «رودخانه خروشان» و زنده موندیم.

206
00:12:54,160 --> 00:12:56,800
‫نجات دادن تو اصلا حس رضایت‌بخشی نداره.

207
00:12:56,800 --> 00:12:57,740
‫واقعاً؟

208
00:12:58,320 --> 00:13:00,960
‫تا حالا کسی رو ندیدم که زندگی رو به اندازه تو شوخی بگیره!

209
00:13:00,960 --> 00:13:02,910
‫اگه فکر می‌کنی بی‌ارزشی،

210
00:13:02,910 --> 00:13:04,550
‫چرا من باید جونم رو به خطر بندازم تا نجاتت بدم؟

211
00:13:04,860 --> 00:13:06,130
‫معلومه که نمی‌خواستم بمیرم.

212
00:13:07,520 --> 00:13:09,310
‫ولی راه دیگه‌ای به ذهنم نرسید.

213
00:13:09,770 --> 00:13:13,060
‫تو واقعاً دلت می‌خواد قهرمان باشی؟

214
00:13:14,810 --> 00:13:16,340
‫چون قبلاً یک بار،

215
00:13:17,030 --> 00:13:18,650
‫یکی پشت سر من مرد.

216
00:13:19,720 --> 00:13:21,030
‫و من هیچ کاری نکردم،

217
00:13:22,490 --> 00:13:24,720
‫جز اینکه فقط به روندم ادامه دادم.

218
00:13:25,830 --> 00:13:28,510
‫وقتی به خودم اومدم و خواستم برگردم دنبالش،

219
00:13:29,330 --> 00:13:30,990
‫اون برای همیشه رفته بود.

220
00:13:32,990 --> 00:13:34,510
‫این حس رو درک می‌کنی؟

221
00:13:35,580 --> 00:13:37,330
‫اگه هنوز شانس جنگیدن داری،

222
00:13:37,970 --> 00:13:39,740
‫صبر نکن تا کار به پشیمونی بکشه.

223
00:13:40,340 --> 00:13:41,880
‫چه حسی؟

224
00:13:44,440 --> 00:13:46,130
‫حس اینکه من یه ترسو‌ام.

225
00:13:49,260 --> 00:13:51,360
‫میگی ترسویی،

226
00:13:51,360 --> 00:13:53,200
‫ولی قلباً فکر می‌کنی خیلی خفنی.

227
00:13:53,200 --> 00:13:54,590
‫اینا همش خودنمایی نیست؟

228
00:13:54,590 --> 00:13:56,190
‫چقدر می‌تونی متکبر باشی؟

229
00:13:56,580 --> 00:13:57,310
‫درسته.

230
00:13:58,270 --> 00:13:59,390
‫هر کاری که نتونستم بکنم...

231
00:14:00,520 --> 00:14:01,650
‫تقصیر منه.

232
00:14:04,190 --> 00:14:07,280
‫اگه همین‌طور یه دنده باشی، واقعاً یه روز می‌میری.

233
00:14:07,280 --> 00:14:09,370
‫نگران چیزایی که به تو مربوط نیست نباش.

234
00:14:09,850 --> 00:14:11,080
‫کی میگه به من مربوط نیست؟

235
00:14:11,080 --> 00:14:13,050
‫من باید پول گل‌های سر قبرت رو بدم!

236
00:14:13,050 --> 00:14:15,500
‫بگو چه گلی دوست داری برات بیارم.

237
00:14:16,310 --> 00:14:17,340
‫لیلیوم (سوسن)...

238
00:14:18,280 --> 00:14:19,460
‫یا گل داوودی.

239
00:14:21,430 --> 00:14:23,590
‫چرا میخک نه؟ میخک خیلی قشنگه.

240
00:14:24,340 --> 00:14:27,800
‫میخک نشونه عشق به مادره.

241
00:14:28,160 --> 00:14:30,010
‫میخک ارزونه.

242
00:14:30,010 --> 00:14:31,660
‫تو که در هر صورت نمی‌بینیشون،

243
00:14:31,660 --> 00:14:34,620
‫پس معلومه که من ارزون‌ترینش رو می‌خرم، مگه نه؟

244
00:14:34,620 --> 00:14:36,500
‫لیلیوم و داوودی.

245
00:14:40,180 --> 00:14:41,880
‫چرا حرف نمی‌زنه؟

246
00:14:43,150 --> 00:14:46,640
‫نکنه... بالاخره بی‌خیال شد تا من بتونم بخوابم؟

247
00:14:46,640 --> 00:14:47,900
‫وقت تعویض سِرُمه.

248
00:14:48,920 --> 00:14:50,540
‫اوه، بیداری.

249
00:14:50,540 --> 00:14:51,200
‫آره.

250
00:14:51,200 --> 00:14:53,590
‫حالا که بیداری، بهت یه... ها؟

251
00:15:00,150 --> 00:15:02,420
‫این دختره ۴۸ ساعته که نخوابیده.

252
00:15:02,420 --> 00:15:04,210
‫منتظر بوده تو بیدار شی.

253
00:15:09,720 --> 00:15:16,930
‫رُم

254
00:15:11,000 --> 00:15:13,110
‫امپراتور اژدها بیدار شده؟

255
00:15:13,110 --> 00:15:15,120
‫نتیجه‌گیری غافلگیرکننده‌ایه.

256
00:15:15,120 --> 00:15:16,930
‫چقدر مطمئنید؟

257
00:15:16,930 --> 00:15:19,910
‫غیرممکنه که یه انسان چنین کنترل دقیقی روی «نیرو» داشته باشه،

258
00:15:19,910 --> 00:15:21,670
‫و تکنولوژی انجامش هم وجود نداره.

259
00:15:21,670 --> 00:15:23,900
‫کار فقط می‌تونه کار یه امپراتور اژدها باشه.

260
00:15:24,320 --> 00:15:27,820
‫و امپراتور اژدهای خاک و کوه، اربابِ نیروئه.

261
00:15:27,820 --> 00:15:30,090
‫بیایید فرض کنیم امپراتور اژدها بیدار شده.

262
00:15:30,090 --> 00:15:32,110
‫چرا مستقیم حمله نکرده؟

263
00:15:32,110 --> 00:15:35,030
‫چرا فقط دو تا حمله تروریستی؟

264
00:15:35,030 --> 00:15:38,340
‫این نشون میده که قدرتش هنوز کامل برنگشته.

265
00:15:39,120 --> 00:15:43,710
‫پس چرا یه امپراتور اژدها که هنوز تو دوران نوزادیه، برای حمله عجله داره؟

266
00:15:43,710 --> 00:15:47,660
‫ممکنه مخالفی داشته باشه که باید اول اونو حذف کنه.

267
00:15:48,750 --> 00:15:53,050
‫حمله‌ش به آنجو در شهربازیِ سون‌فلگز تعجبی نداره،

268
00:15:53,050 --> 00:15:56,440
‫ولی چرا ایستگاه قطار جنوبی رو هدف گرفت؟

269
00:15:57,040 --> 00:16:01,390
‫من فکر می‌کنم آنجو هدفِ واقعی امپراتور اژدها نیست.

270
00:16:01,390 --> 00:16:06,320
‫هدفش کسیه که دائماً توی هر دو لیست تکرار شده.

271
00:16:09,320 --> 00:16:11,070
‫ایستگاه قطار جنوبی:
‫ ریموند - چو زیهانگ - لو مینگ‌فی

272
00:16:09,710 --> 00:16:12,450
‫چو زیهانگ، لو مینگ‌فی؟

273
00:16:11,070 --> 00:16:12,450
‫شهربازی:
‫ آنجو - چو زیهانگ - لو مینگ‌فی - شیا می

274
00:16:12,450 --> 00:16:14,320
‫روی اسم لو مینگ‌فی هم خط بکشید.

275
00:16:14,720 --> 00:16:17,470
‫هدفش چو زیهانگ بوده.

276
00:16:17,470 --> 00:16:18,410
‫متوجه شدم.

277
00:16:18,410 --> 00:16:20,250
‫همین الان جت شخصی رو آماده می‌کنم.

278
00:16:21,820 --> 00:16:25,300
‫تمام روز حتی یه نگاهم بهم ننداختی.

279
00:16:25,850 --> 00:16:27,090
‫چرا؟

280
00:16:33,380 --> 00:16:34,710
‫داروهاتو خوردی؟

281
00:16:35,570 --> 00:16:36,700
‫دارو کمکی نمی‌کنه.

282
00:16:37,410 --> 00:16:38,750
‫خودکنترلی کافیه.

283
00:16:39,890 --> 00:16:44,050
‫کسایی که وقت کمی براشون مونده باید با خودشون مهربون‌تر باشن.

284
00:16:46,800 --> 00:16:47,860
‫چشم.

285
00:16:48,590 --> 00:16:50,040
‫ممنون بابت نگرانی‌تون.

286
00:16:56,850 --> 00:16:58,080
‫بیداری؟

287
00:16:58,810 --> 00:16:59,740
‫مدیر.

288
00:17:00,100 --> 00:17:02,660
‫چند وقته دارید این تکنیک پوست کندن گلابی رو تمرین می‌کنید؟

289
00:17:02,660 --> 00:17:06,000
‫نیازی به پنهان‌کاری نیست. من عضو مؤسس انجمن شیردل هستم.

290
00:17:06,000 --> 00:17:07,740
‫چیزی که تو می‌دونی رو منم می‌دونم.

291
00:17:07,740 --> 00:17:08,720
‫دو ساله.

292
00:17:08,720 --> 00:17:13,110
‫اون طومارها رو توی بایگانی اصلی انجمن شیردل پیدا کردی، درسته؟

293
00:17:13,110 --> 00:17:13,890
‫بله.

294
00:17:14,540 --> 00:17:17,520
‫تکنیک «خشم خونین» طی ده‌ها نسل توسعه پیدا کرد.

295
00:17:17,520 --> 00:17:19,390
‫تو واقعاً اون طومارها رو رمزگشایی کردی،

296
00:17:19,390 --> 00:17:21,900
‫و این تکنیک ممنوعه رو خودت به تنهایی یاد گرفتی.

297
00:17:22,450 --> 00:17:27,060
‫ولی می‌دونی چرا ما اون زمان تمام سوابق مربوط به این تکنیک رو نابود کردیم؟

298
00:17:28,080 --> 00:17:31,740
‫خشم خونین باعث پرخاشگری شدید میشه و کنترل خودت رو سخت می‌کنه.

299
00:17:31,740 --> 00:17:35,490
‫درسته. ما به اون پرخاشگری میگیم «اراده کشتن».

300
00:17:35,490 --> 00:17:39,110
‫اژدهایان وقتی خشمگین میشن، انگیزه‌ای برای حمله به تمام اهداف پیدا می‌کنن،

301
00:17:39,110 --> 00:17:41,620
‫و توانایی جنگی خارق‌العاده‌ای آزاد می‌کنن.

302
00:17:41,620 --> 00:17:43,900
‫روی دورگه‌ها هم همین تأثیر رو داره.

303
00:17:43,900 --> 00:17:46,120
‫خطر از دست دادن کنترل قطعاً یک نقطه ضعفه،

304
00:17:46,120 --> 00:17:48,700
‫ولی دلیل ممنوع شدن خشم خونین این نیست.

305
00:17:51,870 --> 00:17:56,260
‫میگن اژدهایان زمانی خط خونی خودشون رو به رهبران انسان اهدا کردن.

306
00:17:56,260 --> 00:17:59,610
‫انسان‌ها از اژدها می‌ترسیدند، اما تشنه‌ی قدرتشون بودند.

307
00:17:59,610 --> 00:18:02,890
‫پس از سقوط امپراتورها، بشریت کنترل جهان رو به دست گرفت.

308
00:18:02,890 --> 00:18:05,250
‫ما اژدهایان بازمانده رو با دقت مطالعه کردیم،

309
00:18:05,250 --> 00:18:07,070
‫و به نام «پیشکشی به خدایان»،

310
00:18:07,070 --> 00:18:10,720
‫زنان انسان رو مجبور کردیم فرزندانی با خون مشترک انسان و اژدها به دنیا بیارن،

311
00:18:10,720 --> 00:18:12,990
‫و این‌طوری موجوداتی به نام «دورگه» خلق شدند.

312
00:18:13,610 --> 00:18:16,100
‫آیین بی‌رحمانه و وحشیانه‌ای بود.

313
00:18:16,560 --> 00:18:17,670
‫تاریخ...

314
00:18:18,570 --> 00:18:21,030
‫می‌تونه اون‌قدر کثیف باشه که حال آدم رو بهم بزنه.

315
00:18:21,030 --> 00:18:25,820
‫ما دورگه‌ها همگی می‌دونیم که خون انسان باید خون اژدها رو سرکوب کنه،

316
00:18:25,820 --> 00:18:27,540
‫وگرنه تبدیل به یک موجود ناقص‌الخلقه میشیم.

317
00:18:27,790 --> 00:18:31,050
‫ما به اون آستانه میگیم «حد بحرانی اصل و نسب».

318
00:18:31,050 --> 00:18:33,340
‫وقتی واقعاً از اون خط عبور کنی،

319
00:18:33,810 --> 00:18:36,930
‫خون اژدها شروع می‌کنه به خوردن جوهره انسانیتت.

320
00:18:37,480 --> 00:18:41,350
‫و در نهایت، به سمت اژدها شدن تکامل پیدا می‌کنی.

321
00:18:41,680 --> 00:18:44,180
‫مگه دورگه می‌تونه تبدیل به یه اژدهای کامل بشه؟

322
00:18:44,180 --> 00:18:47,750
‫می‌تونی بی‌نهایت بهش نزدیک بشی، اما هرگز واقعاً تبدیل به اون نمیشی.

323
00:18:48,190 --> 00:18:49,230
‫چرا؟

324
00:18:49,570 --> 00:18:52,730
‫ژن‌های انسان در آخرین لحظه مقاومت باورنکردنی‌ای از خودشون نشون میدن.

325
00:18:52,730 --> 00:18:56,030
‫بنابراین، دورگه‌ها هرگز واقعاً به اژدهای اصیل تکامل پیدا نمی‌کنن،

326
00:18:56,030 --> 00:18:58,610
‫در عوض تبدیل به چیزی میشن به نام «خدمتگزار مرگ».

327
00:18:58,610 --> 00:19:01,870
‫اونا در آخرین لحظه تکامل می‌میرن،

328
00:19:01,870 --> 00:19:05,680
‫هویتشون رو از دست میدن، و تبدیل به مرده‌های متحرک میشن.

329
00:19:09,190 --> 00:19:10,250
‫می‌فهمم.

330
00:19:10,920 --> 00:19:12,960
‫خشم خونین یک تکنیک ممنوعه‌ست،

331
00:19:12,960 --> 00:19:16,280
‫چون تو رو کم‌کم به سمت «حد بحرانی اصل و نسب» می‌کشونه.

332
00:19:16,280 --> 00:19:18,090
‫این تکنیک شیطانیه.

333
00:19:18,090 --> 00:19:20,150
‫اگه بیش از حد تشنه قدرت بشی،

334
00:19:20,150 --> 00:19:22,110
‫آخر و عاقبتت میشه خدمتگزار مرگ.

335
00:19:22,590 --> 00:19:24,080
‫و وقتی اون اتفاق بیفته،

336
00:19:24,640 --> 00:19:26,180
‫من مجبورم تو رو بکشم.

337
00:19:27,180 --> 00:19:29,010
‫ولی برای تو در اون وضعیت،

338
00:19:29,010 --> 00:19:31,090
‫مرگ بهترین نتیجه‌ست.

339
00:19:33,940 --> 00:19:35,690
‫می‌خواید اخراجم کنید؟

340
00:19:35,690 --> 00:19:38,360
‫می‌تونم ماجرای خشم خونین رو نادیده بگیرم.

341
00:19:38,360 --> 00:19:42,420
‫به عنوان یک مربی، من هرگز قوانین مدرسه خودم رو نقض نمی‌کنم.

342
00:19:42,420 --> 00:19:44,690
‫این ممکنه تنها استثنای من باشه.

343
00:19:45,160 --> 00:19:47,830
‫شجاعتت منو خیلی تحت تأثیر قرار داد.

344
00:19:47,830 --> 00:19:51,320
‫یادت باشه، هرگز از تکنیک‌های ممنوعه سوءاستفاده نکن.

345
00:19:51,320 --> 00:19:54,790
‫هر کسی دوست داره یکم بیشتر زندگی کنه.

346
00:19:55,060 --> 00:19:58,760
‫راستی، ممکنه هیئت مدیره درخواست نمونه خون کنه.

347
00:19:58,760 --> 00:20:01,010
‫اگه خون تو رو بگیرن دردسر میشه،

348
00:20:01,010 --> 00:20:03,390
‫برای همین چند روز دیگه ترتیب تعویض خونت رو میدم.

349
00:20:03,390 --> 00:20:04,630
‫ممکنه درد داشته باشه.

350
00:20:05,230 --> 00:20:06,570
‫یادت نره گلابی رو بخوری.

351
00:20:18,680 --> 00:20:20,610
‫سلام، ببخشید مزاحم شدم.

352
00:20:21,070 --> 00:20:23,450
‫من پارسی هستم، منشی تیم تحقیقات.

353
00:20:23,450 --> 00:20:24,620
‫اومدم برای تحقیقات از شما.

354
00:20:24,840 --> 00:20:26,800
‫نیاز به یک نمونه خون دارم.

355
00:20:26,800 --> 00:20:28,550
‫کمک می‌کنه روتون تحقیق کنیم.

356
00:20:38,700 --> 00:20:39,710
‫ممنون.

357
00:20:40,470 --> 00:20:43,140
‫عملکردتون توی شهربازی سون‌فلگز فراموش‌نشدنی بود.

358
00:20:43,140 --> 00:20:45,680
‫امیدوارم نمایش‌های شگفت‌انگیزتری ازتون ببینم.

359
00:20:46,050 --> 00:20:47,760
‫دوباره همدیگه رو می‌بینیم.

360
00:20:47,760 --> 00:20:49,130
‫یه وقت باید با هم گپ بزنیم.

361
00:20:53,720 --> 00:20:55,470
‫چرا رد نکردم؟

362
00:20:56,270 --> 00:20:57,410
‫به خاطر اینه که...

363
00:20:58,870 --> 00:21:00,390
‫ما از یک جنسیم؟

364
00:21:05,030 --> 00:21:07,500
‫توی این بارون شدید پا شدی اومدی اینجا.

365
00:21:07,500 --> 00:21:08,990
‫کار واجبیه؟

366
00:21:09,920 --> 00:21:11,730
‫می‌خواستم چیزی رو باهاتون در میون بذارم.

367
00:21:12,290 --> 00:21:15,260
‫تو کسی رو روی اون پل هوایی ندیدی، درسته؟

368
00:21:16,070 --> 00:21:17,540
‫یه ماشین بود،

369
00:21:18,200 --> 00:21:19,370
‫ولی راننده نداشت.

370
00:21:19,370 --> 00:21:20,830
‫چو زیهانگ؟

371
00:21:21,280 --> 00:21:22,300
‫شما...

372
00:21:22,580 --> 00:21:24,530
‫امروز بعد از ظهر به چو زیهانگ سر زدم.

373
00:21:24,530 --> 00:21:28,930
‫قبل از اینکه حرف بزنیم، دادم «تویاما ماساشی» هیپنوتیزمش کنه.

374
00:21:28,930 --> 00:21:31,660
‫این‌طوری بود که اینارو شنیدم.

375
00:21:32,260 --> 00:21:33,680
‫بهم بگو اون سایه‌ها چی بودن.

376
00:21:33,680 --> 00:21:34,550
‫اونا کی بودن؟

377
00:21:34,550 --> 00:21:36,100
‫اونا تشنه بودن.

378
00:21:36,620 --> 00:21:39,160
‫گوشت تازه می‌خواستن،

379
00:21:39,160 --> 00:21:41,460
‫ولی گیرشون نیومد.

380
00:21:41,460 --> 00:21:43,800
‫اونا مردن.

381
00:21:44,570 --> 00:21:47,450
‫شماره ورودی پل هوایی یادت میاد؟

382
00:21:47,450 --> 00:21:48,120
‫بارون...

383
00:21:49,410 --> 00:21:50,660
‫زیر بارون محو شده بود.

384
00:21:51,670 --> 00:21:53,930
‫ولی تابلو رو دیدی، مگه نه؟

385
00:21:53,930 --> 00:21:56,380
‫به خاطر همینه که یادت میاد زیر بارون محو شده بود.

386
00:21:56,380 --> 00:21:57,520
‫نمی‌تونم ببینمش.

387
00:21:58,290 --> 00:22:00,170
‫دوباره فکر کن. تابلو، تابلوی سبز.

388
00:22:00,170 --> 00:22:04,410
‫زیر بارون ناپیدا بود، ولی بعد از اینکه بارون شستش، یه کلماتی معلوم شد، مگه نه؟

389
00:22:05,070 --> 00:22:05,920
‫صفر...

390
00:22:06,590 --> 00:22:08,640
‫ورودی صفر!

